انتقاد رو دوست دارم…
۱۹ اسفند ۱۳۸۷
امروز یکی از دوستان یه عکس گذاشت در مورد یک روز خوب که در سمت چپ میبینید… بعد بنده به ذهنم رسید که نمونه ی این روز خوب رو در کشور عزیزمون نشون بدم که این نمونه رو هم در عکس سمت راست میبینید
پ ن ۱ : یک مقاله جدید در مورد فیندفید در دست احداث دارم…
پ ن ۲ : انشالله در ایام عید یک سفر ایرانگردی در پیش دارم… اگر بتونم و به اینترنت دسترسی داشته باشم قصد دارم گزارش سفرم رو به صورت روزانه از شهر هایی که بهشون میرم بنویسم… دعا کنید بتونم
۲۵ بهمن ۱۳۸۷
میگه تو زندگیت یه چیزایی پیش میاد که خیلی ناراحتت میکنه… اما کاری از دستت بر نمیاد…
تو ۲ ماه اخیردر زمینه ی کار و فعالیت در اجتماع و مشکلات و دانشگاه و مشکلات عاطفی و تمام چیزایی که فکر بکنید نفر اول بودم! یعنی این مدت هر بلایی سرم اومده … اما تنها چیزی که یاد گرفتم ۲ تا نکته بوده :
۱- اونقدر باید پول داشته باشی که همه رو بنده ی خودت بکنی.
۲- باااااااااااااااااااااااید از این خراب شده بری…
خیلی جالب بود وقتی میدیدم با منی که در زمینه هایی متخصص هستم چه رفتاری میشه… خیلی جالبه که میبینم کسانی که هیچ چیز از تخصص من حالیشون نیست به راحتی میشن مدیر عامل یه شرکت و با پول و روابط قرارداد های کلان میبندن و میشن سرمایه دار…
خیلی جالبه که میبینم عمو جان اونقدر پولداره که یک آپارتمان ۱۵۰ متری در بهترین نقطه ی تبریز رو میده به پدر و مادرش تا راحت زندگی کنن… آپارتمانی که ۳۰۰ میلیون تو جایی مثل تبریز قیمت داره…
و هزار تا بدبختی دیگه…
حالا باید به خودم بگم مادر بزرگه چرا نباید عمو رو بیشتر از بقیه بچه هاش دوست داشته باشه؟؟
حالا باید به خودم بگم چرا نباید من پولدار بشم؟؟
حالا باید به خودم بگم چرا نباید از این خراب شده برم؟؟
باز خدا رو شکر این پسر عمو ی ما یه کاری هم برای ما تو شرکتش جور کرد که سرمون گرم بشه و به این چیزا زیاد فکر نکنیم….
حالا ۲ تا تصمیم گرفتم :
۱- به خودم جلوی شما قول میدم به کمک خدا اونقدر پولدار و موفق خواهم شد که کارهایی رو برای اطرافیانم انجام بدم که عموم برای پدر و مادرش میکنه…. اونقدر پولدار بشم که همه رو بنده ی خودم کنم….
۲- یه روز از این خراااااااااااااااااااب شده میرم…
حالا حتما میگید این عنوان چه ربطی به ماهواره داشت… اما اگه از دید استعاری نگاه کنید اصلا منظورم اون ماهواره نبود… منظورم ماهواره ی امید و آرزو هام بود که چند روزه به آسمون پرتاب کردم… ماهواره ای که امیدوارم همون بالا اونقدر بچرخه و منظر بمونه تا خودمو بهش برسونم….
حالا که دق و دلی مو سرتون خالی کردم بیاین یه مطلب هم از همین ماهواره ی امید براتون بگم که زیاد اذیتتون نکرده باشم….
میگه اولین پیامی که از ماهواره ی امید دریافت شد این بود :
من رسیدم… کی قراره برگردم؟؟
اولین کشف علمی ماهواره امید این بود :
زمین گرد است!
اولین ماموریت ماهواره ی امید با موفقیت تمام شد…. ماموریت این بود :
ماهواری امید از سیاره زهره و ناهید خواست حجاب اسلامی را رعایت کنند.
همچنین آن دو سیاره محترمه را به پشت کهکشان راه شیری هدایت کرده و به سیاره ی کیوان اکیدا توصیه کرد که مسیر خود را از آن طرف ها نیندازد!
گویا کیوان چند روز پیش دچار ناهید گرفتگی شده و به ناهید چشمک زده بود… و مطمئنا این حرکت غیر اخلاقی از چشمان تیز بین ماهواره امید به دور نبوده است.
و اولین تاثیر ماهواره ی امید بر فضا :
چند روز پیش دو تا ماهواره آمریکایی و روسی هم با هم تصادف کردن… کارشناسان علت حادثه رو بعد از بررسی جعبه سیاه ماهواره های نابود شده کشف کردند…
گویا ماهواره ی امید که اولین روز بوده تو فضا داشته میچرخیده جو گیر میشه و لایی میکشه… اونا هم هول میشن و تصادف میکنن
آخرین پیام در یافتی از ماهواره امید هم این بود :
من گم شدم!
۱۶ دی ۱۳۸۷

ماجرای ایران و اسرائیل و غزه!
لازمه از دوست عزیزم فرزاد تشکر کنم به خاطر این عکس .
آهنگ یه مسجد از امیر تاجیک : *دانلود*
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
آخرین ویرایش در تاریخ ۸۷/۱۰/۱۷