امين

انتقاد رو دوست دارم…

بایگانی برای دسته بندی اخبار

با توجه به آمار رسمی وزارت کشور به تفکیک استان و شهرستان که اینجاست و جمعیت شهرستان ابوموسی بر اساس آمار رسمی دولتی که از اینجا قابل دانلود است ،  ۲۲۱۸ نفر واجد شرایط رای در شهر ابوموسی و ۶۳۴ نفر واجد شرایط در روستاهاش هستن…. که مجموع اینها دقیقا میشه ۲۸۵۲ نفر کل واجدین شرایط رای دادن در شهرستان ابوموسی!! اما چیزی که واقعا جالبه اینه که طبق اعلام وزارت کشور آمار کل آرای ماخوزه در این شهرستان ۳۵۱۳ تا بوده که ۲۷۳۱ نفر به آقای احمدی نژاد…. ۶۴۵ نفر آقای رضایی…. ۹۶ نفر آقای کروبی …. و ۱۶ نفر به آقای موسوی رای داده ند…. آرای باطله هم ۲۵ تا بوده است…

حالا با این آمار که اگر آقایان وزارت کشوری تصحیحش نکنن و کاملا منتشر بشه ، چه کسی جوابگوست؟؟ شهرستانی که ۲۸۵۲ نفر واجد شرایط رای دادن هستند چطور میتونه ۳۵۱۳ عدد رای ازش اخذ بشه؟؟

به خاطر اینکه وزارت کشور گرامی ممکن است این سوتی عظیم خود را هر چه سریعتر لا پوشانی کرده و اعداد را تغییر دهد ، فایل های آماری را در سرور دیگه هم برای دانلود میگذارم تا در صورت تغییر برای کاربران  قابل دانلود باشد.

مورد دوم هم اینکه :

امروز شاهد چند خبر بودیم مبنی بر اینکه دوستان سپاه لطف کردند و تهدید نمودند که هر کسی در مورد اختشاشات مردم رو تحریک کنه توسط تیم سایبری سپاه شناسایی میشه و برخورد بدی باهاش خواهیم کرد… نشستم یه ذره فکر کردم… دیدم من که مردم رو به اختشاش دعوت نمیکنم…. فقط مطالبی مینویسم که مردم آگاه باشن… در نتیجه با محکوم کردن حمله های وحشیانه به مردم بی گانه توسط نیروهای بسیجی . گوشزد به برادران ارزشی در مورد اینکه مملکت قانون دارد و نیروی انتظامی دارد و چماق کشی های شما مال عهد شعبان بی مخ میباشد…  به اطلاع میرسانم اگر قرار بر مبارزه با آشوب ها باشد که نیروی انتظای کارش را خوب بلد است و این را بدانید که آنها که در خیابانها باتوم از نیروی انتظامی میخورند حاضرند دست آنها را نیز ببوسند به خاطر انجام وظیفه… اما تن به این خاری ندهند که نیروی بسیجی و لباس شخصی با این وحشیگری ها به روی مردم بی گناه و دانشجویان از همه جا بی خبر چماق بکشد. خلاصه که اگر میخواهید مبارزه کنید بسم الله… ما که بلد نیستیم بریم در خیابان و سنگ پرت کنیم.. اما بلدیم شما را محکوم کنیم…. اگر فکر کردید که مطالب بنده مهر تاییدی بر اختشاشات اخیر میباشد لطفا با ایمیل بنده که در قسمت ارتباطا ت وبلاگ قرار دارد هماهنگ کنید تا آدرس منزل را تقدیم کنم!

پ .ن ۱ : تمام اعداد به فرض سن رای ۱۸ سال تمام محاسبه شده است و میتوانید شخصا با چند تا جمع و تفریق ساده از اعداد موجود اطمینان حاصل کنید.

پ.ن ۲ : با توجه به اینکه ممکن است با معرفی منبع مشکلاتی برای ساید مورد نظر پیش بیاد ، با عذر خواهی از دوستان عزیزم… منبع را منتشر نمیکنم.

چند وقت بود مطلب نمی نوشتم…. در جو انتخابات هم فعالیت داشتم ، اما دوست نداشتم ماجرا رو به وبلاگم بکشم… در کل نوشتن یه مدتی بود خسته م کرده بود… تا اینکه امروز با شنیدن یه خبر خونم به جوش اومد…

دیشب ۲۰ خرداد ۸۸ مردم در حمایت از آقای مهندس میر حسین موسوی در خیابانهای شهر های مختلف شور انتخاباتی به پا کرده بودند و تبلیغات عظیمی با شخصیت و اخلاق خاصی در حال انجام بود.

حامیان مهندس موسوی همگی با رفتار معقول به دادن شعار های تبلیغاتی مشغول بودند و و آدم وقتی این همه شخصیت و ادب در رفتار شون میدید از خوشحالی در پوست خودش نمیگنجید.

اما ماجرا به اینجا ختم نمیشه! خبری که بنده رو آشفته کرد این بود که برای بار دوم حامیان دکتر احمدی نژاد به مردم شیراز و چند شهر دیگه حمله کردند و متاسفانه مردم بیچاره  شاهد ضرب و شتم خانواده و زن ها و بچه ها یشان بودند!

فیلمی که در زیر مشاهده میکنید در تاریخ ۲۰ خرداد ۸۸ در شهر شیراز گرفته شده است.

embedded by Embedded Video

YouTube Direkt

اینجا اول بلوار چمران و رو به روی بیمارستان حافظ هست که دو بخش عمده ای که دارد زنان و روانی هست…

اینجا ملت زایمان می کنند!

خبر دیگری حاکیست : محل اصلی درگیری میدان گاز در شمال شهر شیراز بود. پل باغ صفا، خیابان خاکشناسی و ارم محل اصلی به خاک و خون کشیده شدن طرفداران موسوی بود. شدت حادثه به حدی بود که تعداد زیادی از طرفداران احمدی نژاد به یاری سبز پوشان شتافته و مردم با باز کردن در خانه ها به طرفداران موسوی پناه میدادند.

وحشیگری گروه فشار
وحشیگری گروه فشار

احمدی نژادی ها به هیچ صراطی مستقیم نیستند

احمدی نژادی ها به هیچ صراطی مستقیم نیستند

“حملهٔ نیروهای فشار به حلقه سبز‌ها در شیراز، اول خیابان ارم ، ۲۰ خرداد”

در همین زمینه :‌ حمله وحشیانه لباس شخصی‌های حامی احمدی‌نژاد به سبزپوشان هوادار موسوی در شیراز

دیروز در دانشگاه صنعتی شریف هم حماسه ی دیگری رخ داد…

آقای احمدی نژاد که برای سخنرانی به آنجا رفته بود با شعارهای سرسختانه ی دانشجویان مواجه شد به حدی که مجبور به ترک دانشگاه شد! گفته ها حاکیست دانشگاه شریف سراسر سبز پوش شده بود و با شعار های ” شریف از دروغ بیزار است” ” در انتخابات تقلب نکنید” ” دروغگو…. دروغگو….” ” احمدی بای بای….”  آقای احمدی نژاد را بدرقه کردند.

در آدرس زیر می توانید فیلم و عکس های ماجرا رو ببینید.

فیلم: خروج سریع احمدی نژاد از دانشگاه شریف

با تشکر از دوستان عزیز فرندفیدی که عکس ها و اخبار را منتشر کردند.

به امید موفقیتی سبز :)

—————————————————-

بعد نوشت : چند دقیقه بعد از انتشار این مطلب ، خبری رو دیدم که عکس هایی از چماق به دستان منتشر کرده بود…

این شما و این هم شعبان بی مخ های عصر حاضر!

نوادگان شعبان بی مخ

نوادگان شعبان بی مخ

نوادگان شعبان بی مخ

نوادگان شعبان بی مخ

منبع : گویا

ایرانگردی اینگ!

سلااااااااااااااااااام….

خیلی وقت بود وقت نمیکردم اینجا رو آپ کنم…. از همگی پوزش میطلبم :D

آقا اخبار زیاده….

در ایام یعد به مدت ۱۶ روز تمام در سفر های ایرانگردی میبودیم… جای شما خالی ، سفر خوبی بود.

اولش رفتیم شمال… خیلی خوب بود و کلا آدمایی خوش رو و مهمان نوازی بودن ( منظورم اونایی هست که در مسیر ما در رشت و انزلی و چند تا شهر دیگه بودن)

۳ روز اول سفر شمال بودیم… و بعد به مشهد مقدس رسیدیم… اونجا خونه ی عمه جانم ماندگار شدیم. زیاد از خونه بیرون نمیرفتم اما چیزی که حاضرم قسم بخورم اینه که اگه مشهد امام رضا رو نداشت ، سالی یک بار حتی افغان ها هم اونجا رو برای گردش انتخاب نمیکردن…

یادمه به چند نفر گفتم این مشهد جز حرم مطهر دیگه چیا داره؟؟!! و اونها هم جواب دادن طرقبه و شاندیز و کوه سنگی!!

اما به جان شما نباشه و به جان خودم هر کدوم که رفتم چیز قابل لمسی توشون نبود! میشه گفت از نداری داشتن به این جاها افتخار میکردن!!! یعنی هیچ کدوم به پای یک شاه گلی تبریز هم نمیرسیدن!

بعد از  مشهد راهی یزد شدیم… شهری که خاطره ی خوبی ازش داشتم اما رفتار مردمش متاسفانه کاری کرد که دوباره به یزد نخواهم رفت! از بدو ورود به یزد مردم به ما به چشم اسکناسی که دو تا پا داره نگاه میکردن! تا ساعت ۱ نصف شب جلوی ستاد های اسکان مسافرین ایستاده بودن و اتاق و خونه ی اجاره ای با قیمت های بالا پیشنهاد میدادن! مسئولین شهرشون اکثر مکانهای دیدنی رو بسته بودن یا کاری کرده بودن که فقط برای بازدید تور ها باز باشه!

وقتی صبح به یزد رسیدیم تا ظهر جاهایی رو که در نقشه علامت خورده بودن رو در برنامه مون قرار دادیم که به دیدنشون بریم اما وقتی دیدیم یا بسته ست یا فقط برای بازدید تور های گردشی بازه ترجیح دادیم همون روز یزد رو ترک کنیم و به کرمان بریم… به همین خاطر بعد از نصف روز گردش در یزد به سمت کرمان حرکت کردیم و شب به کرمان رسیدیم.

مردمی واقعا مهمان نواز ، مسئولانی به فکر و خدمات شهری بسیار زیبا و روابط ستاد های نوروزی بسیار منظم و خوش برخورد.

در کرمان جاهای دیدنی بسیاری رو دیدم که عکس هاشون رو در فلیکرگذاشتم.

بعد از کرمان به بندرعباس رفتیم… شهر زیبایی بود و باز مردمش خیلی ساده و مهمان نواز بودن… برخورد هاشون بسیار خوب بود و از همه مهم تر ساحلی زیبا داشت که قدم زدن شبانه خستگی چندین روز سفر رو از تنمون در آورد.

بعد از بندر عباس رفتیم جزیره ی قشم. جایی واقعا با حال برای گردش و تفریح و خرید. جزیره ای متشکل از چند شهر کوچک. برای تفریح جای بسیار خوبی بود.

اونجا جت اسکی سوار شدم. جای شما خالی. مزه ش هنوز زیر زبونمه :D

بعد از قشم به سمت کیش حرکت کردیم که متاسفانه با طوفان برخورد کردیم و به خاطر زیق (ذیق؟ ظیق؟ ذیگ؟ زیگ؟… :D )  وقت نتونستیم یکی دو روز در بندر لنگه منتظر باشیم تا دوباره قایق ها حرکت کنن… به همین خاطر به سمت شیراز راه افتادیم.

شیراز هم شهر بدی نبود اما متاسفانه مردم اونجا هم به مسافرین به چشم اسکناس های پا دار نگاه میکردن… و قیمت بلیط جاهایی که ما در تبریز حوصله ی دیدنشو هم نداریم اونجا با قیمت های ۱۰۰۰ تومنی براشون بلیط گذاشته بودن!

یادمه روز آخر که هتل رو تخلیه کردیم و راهی شهر شدیم که گردش کنیم ، بعد از چندی گردش در خروجی شهر به سمت تخت جمشید در پیاده رو زیر اندازی پهن کردیم تا کمی رو بشینیم و استراحتی بکنیم و به سمت تخت جمشید حرکت کنیم و بسیار برای من جالب بود که بعد از نیم ساعت که یه چایی خوردیم و جمع کردیم که بریم ، آقای پارک بان با کمال پر رویی تشریف آوردن و ۵۰۰ تومن به خاطر نشستن در پیاده رو از ما درخواست نمودند!! جالبه که وقتی من اعتراض کردم که این چه وضعیه و خواستم با پلیس تماس بگیرم ، منت سرم گذاشت که حالا خوبه عیدی مون رو نخواستیم!!!!!!!

در اون وضعیت واقعا برام جالب بود که چرا باید در چند شهری که مسافر درشون زیاده اینقدر سوء استفاده از مسافرین بشه که برای نشستن در پیاده رو هم ازشون پول درخواست کنن!!!

از شیراز هم به سمت اصفهان حرکت کردیم که در مسیر توقفی چند ساعته در تخت جمشید داشتیم…. کاخهایی واقعا دیدنی و نماد اقتدار و شکوه ایران باستان…. اونقدر از دیدن اونجا لذت بردم که بعد از نهار دوباره بلیط خریدم و وارد شدم تا هر چه بیشتر به تمدن ۲۵۰۰ ساله افتخار کنم. شب به اصفهان رسیدیم… شهر زیبایی بود… اما چیزی که برام جالب بود اینه که همچین جاهای دیدنی خاصی هم نداشت که اینقدر روش مانور میدن!! یعنی تا اونجا که من دیدم چندین تا پل بر روی زاینده رود زده بودن و هر کدوم رو با یک اسم به عنوان جای دیدنی ثبت کرده بودن! مثلا آخرش هم نفهمیدم فرق پل خاجو و ۳۳ پل و چند تا پل دیگه تو چیشون بود :D اما الحق و الانصاف شهری تمیزی بود… البته میدان نقش جهان رو هم دیدم… بالاخره به دور از انصافه که بگم خوب نبود… اما وقتی عمارت عالی قاپی رو دیدم که چیزی جز چند تا ستون نبود و سقفی که ریخته بود و نقاشی ۲ زن بر روی دیوار ، واقعا چیز دیدنی در این امارت هم توجهمو جلب نکرد!

از اصفهان هم به طرف قم رفتیم و یکی دو  روز هم به زیارت حضرت معصومه و جمکران نائل شدیم. و روز ۱۴ فروردین از قم به سمت تبریز حرکت کردیم و خلاصه شب به خونه رسیدیم!

این بود انشای من :D

اما چیزی که برام جالبه و دوست دارم در موردش حرف بزنم اینه که چند بار شنیده بودم که از شهر تبریز به عنوان شهر بدون گدا یاد کرده بودن که چون شهر های دیگه رو ندیده بودم ، هر از چند ماه یک بار که در خیابون گدایی میدیدم میگفتم این چجور شهر بدون گداییه! اما واقعا وقتی چهار راه های شهر های اصفهان و شیراز و قم  رو دیدم به این جمله ایمان آوردم.

آقا در این شهر هایی که گفتم اونقدر گدا زیاد بود که احساس میکردم شاید گداها برای سفر نوروزی به اینجا اومدن و در حین سفر میخوان در آمدی هم از چهار راه ها کسب کنن!! :D

یعنی سر هر چهار راه اگه ۴ تا گدا نمیدیدیم نگران میشدیم که اینا چرا عده شون کمه!! اون هم گداهایی با سن ۸ تا ۱۴ سال!!

خلاصه اینو از صمیم قلب میگم : بعد از یک گردش ۲۰ روزه در دور ایران و مسافرتی ۹۰۰۰ کیلومتری ، هر چه بیشتر از قبل عاشق شهرم شدم و الان واقعا قدرشو میدونم.

پی نوشت : بعضی دوستان احساس میکنن بنده خصومت خاصی باهاشون دارم که در مورد یک شهر توریستی چیزی مینویسم! اما این نوشتن من فقط و فقط چیزیه که به چشم دیدم! نیازی نیست احساساتی با این گزارش برخورد کنیم. فقط بیاین رفتارمون رو عوض کنیم تا دیگران همچین چیزی نبینن که در موردش بنویسن.

چند چیز خاص هم در شهرهایی دیدم که دوست نداشتم در موردش بنویسم اما چون مورد حمله قرار گرفتم باید بگم که به چشم دیدم زن تهرانی رو که در چادرش تنها بود و مردی از اهالی یکی از همین شهر های توریستی قصد شومی در موردش داشت که توسط پلیس بازداشت شد.

پی نوشت در تاریخ ۳۰ فروردین به گزارش اضافه شد.

فليکر من

www.flickr.com

دوستان گوگلي من

 


Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct () in Unknown on line 0