امين

انتقاد رو دوست دارم…

بایگانی برای دسته بندی تحلیلی

سلام…

شرکت ایرانسل در این چند سال که فعالیت میکنه خدمات بسیاری به صنعت مخابرات کشور مون کرده… این به دور از انصافه که این رو منکر بشیم…اینجا قصد ندارم که به مقایسه ی آنتن دهی و نرخ مکالمات و طرح ها و هزار تا چیز دیگه بپردازم و این شرکت رو زیر سوال ببرم… چیزی که میخوام در موردش حرف بزنم سبک اروپایی رفتار این شرکته! از بدو تولد ، از نوع تاسیس شرکت گرفته تا نوع سیم کارت ها و جوایز و برخورد با مشتری و هزار تا چیز دیگه کاملا با فرهنگ جدید ی انجام شده…

ایرانسل اولین شرکتی بوده که در ایران تونسته به کارمندان ایرانی ش بفهمونه که حق با مشتریه! کاری که نه تنها مخابرات نتونسته انجام بده بلکه هیچ سازمان و اداره ای و حتی خود دولت هم تا به حال این رو نفهمیده بود که نباید به مردم حکومت کرد بلکه باید مردم و جامعه رو مدیریت کرد!

هزار بار همگی دیدیم که وقتی وارد ادارات دولتی میشیم با برخورد زشت کارمندان مواجه هستیم و توی مخ مون کردن که از کارمندی که داره وظیفه شو انجام میده نه تنها تشکر کرد بلکه حتما باید بهش  پول چای یا زیر میزی هم پرداخت!

توی کشور ما هیچ وقت احترام به ارباب رجوع معنی نداشته!

میخوام یک مثال بزنم :

از وقتی ایرانسل اومد بیشتر دوستانم سیم کارت شون رو تعویض کردن و مشترک ایرانسل شدن… اما حس عجیبی همیشه به من میگفت در مقابلش مقاومت کن…همیشه ی خدا هم ادعام این بود که سیمکارت همراه اول همه جا خط میده و نمیدونم تعرفه هاش ارزونه و از این چرت و پرت ها!!

اما وقتی ایرانسل طرح هایی مثل شب های رایگان و تعرفه های رنگی و سرویس جی پی آر اس رو معرفی کرد…. تازه فهمیدم که واقعا میشه از موبایل همچین استفاده هایی هم کرد… چیزی که در کشور ما همیشه بایکوت شده و هنوزم که هنوزه به زور داریم از دیال آپ استفاده میکنیم و اگه بشه حتی اونم قطع میکنن… حالا چه برسه به اینترنت موبایلی و این سوسول بازی ها!

چند روز پیش به خاطر احساس نیازی که به اینترنت موبایلی احساس کردم ، به سایت همراه اول سر زدم و متوجه شدم که سرویس اینترنت در کلانشهری مثل تبریز پشتیبانی نمیشه! و این در حالیه که این سرویس در شهری مثل سنندج اجرا شده! خلاصه به خاطر اینترنت هم که شده از خر شیطون پیاده شدم و سوار خر ایرانسل گردیدم!

با این وضع تصمیم گرفتم حداقل یک ایرانسل هم در کنار خط فعلی داشته باشم تا هم از سرویس اینترنت بتونم استفاده کنم و هم بتونم ایرانسل رو محک بزنم….

رک بگم : میشه گفت در مقابل این همه امکانات کم آوردم!

امروز صبح به خاطر اشتباهی که در ثبت نام سیم کارت بنده به وجود اومده بود ، با ایرانسل تماس گرفتم…

رفتاری که پای تلفن با بنده شد طوری بود که داشتم کم کم خجالت می کشیدم که چرا دارم وقت این آدم های محترم رو میگریم؟؟ این در حالیه که در مورد همراه اول هم به مشکلی برخورده بودم و به مخابرات مراجعه کردم…

حالا طرز برخورد کارمندان این دو شرکت رو براتون میگم و شما قضاوت میکنید که چرا بنده دارم به سمت ایرانسل میرم!

پشتیبان فنی ایرانسل :

سلام… فلانی هستم…چه کمکی می تونم بهتون بکنم؟

- من : سلام خانم… خسته نباشید… من مشکلی دارم در زمینه ی*****

- خانم : (در حال انجام عملیات) ببخشید منتظر میشید… الان پیگیری میکنم….

- من : لطف میکنید.

- خانم (چند ثانیه بعد) : ببخشید منتظر شدید… مشکل شما تا حدودی رفع شد… برای ادامه شما رو به همکارم وصل میکنم…. روز خوبی داشته باشید… ممنون از تماس شما…

- و من متعجب هستم که چرا باید خانم پشتیبان بابت تماس من از من تشکر کنه! )

مسئول خدمات پشتیبانی همراه اول :

- من : سلام خانم… خسته نباشید…. من با اینکه قبض تلفنم رو پرداخت کردم اما باز هم برای من بدهی صادر شده…

- خانم ( بدون اینکه جوابی بده) : دستش رو دراز میکنه و میگه : قبض!

- من : قبض رو میدم.

- خانم : چند دقیقه بدون حرفی کار میکنه و بعد قبض رو پرت میکنه روی میز که من بردارم و بدون اینکه چیزی بگه داد میزنه : بعدی!

- من : خانم کار من که تموم نشده…  این بار چندمه که این مشکل پیش میاد… من که علاف نیستم که هر بار مراجعه کنم برای رفع مشکل قبض!

- خانم : ( در حالی که چپ چپ نگاه میکنه) آقا به من چه… از این به بعد چند روز زود تر از موعد پرداخت کنید تا بدهکار نباشید! بعدی!

قضاوت با شماست!

من اعتقاد دارم ما ( یعنی همان اقشار بشر!) در لایه های مختلف زمانی همزمان در حال زندگی هستیم…

یعنی در این لحظه که بنده در این لایه ی زمانی در حال تایپ میباشم ، در لایه ی زمانی دیگر در حال تنظیم همین نوشته هستم و در لایه ی زمانی دیگه دارم به کامنت های این نوشته پاسخ میدم!

به نظر من تمام اتفاقات زندگی و در کل تمام لحظات آفرینش پیوسته  و به طور موازی ( همزمان) در حال تکرار هستند….

فقط کافیه برای حرکت در زمان ، در همان لحظه لایه ی زمانی خودمون رو عوض کنیم…

با این کار احساس میکنیم که در زمان سفر کردیم….

یعنی پس سفر در زمان ممکنه و میشه با حرکت در این لایه ها به گذشته بازگشت…

پ.ن : این نظریه هیچ مبنای علمی ندارد و تنها در گلوی اینجانب باد کرده بود که بعد از مدتها گفتیم در اینجا رهاسازی نماییم تا معده ی گرام کمی بیاساید!

قبل از اینکه مطلبم رو بخونید متذکر میشم که این مطلب بر خلاف جو اخیر وبلاگستان فارسی که مد شده همه به کمانگیر به خاطر این مطلبش میتوپن ، تحت تاثیر قرار نگرفته و خیلی وقت بود که این مطلب رو میخواستم بنویسم… اما کمانگیر عزیز فقط تلنگری بود که موقیعت را برام فراهم کرد.

جدیدا در جاهای مختلف میبینم که هی مینویسند آیا زمان آن نرسیده که وبلاگستان به خودش تکانی دهد؟

من واقعا معنی این نوشته ها رو نمیدونم… یعنی چی؟؟ مثلا همه باید از خروجی فید استفاده کنن؟؟ همه باید در فرندفید عضو باشن تا مطالبشون خوب باشه؟؟ کسی حق نداره توی وبلاگش کدی قرار بده که با پیغامی اسم شما رو بپرسه و بهتون خوش آمد بگه؟؟ اینا ننگه؟؟

متاسفانه ما بر خلاف توجه به اصل مطلب ، همش به فکر خوشگل کردن وبلاگمون صد البته به دور از جواد بازی با کد های اسکریپت و برخورداری از خدمات فیدبرنر و فلیکر و فرندفید هستیم!!

این نظر سنجی در همین زمینه جالبه

آرش عزیز… در آخرین پستش در مورد وبلاگستان کلاسیک نوشته. و آماری داده مبنی بر اینکه وبلاگ جدیدی در عرض یک هفته جزو ۵ وبلاگ برتر وبلاگستان فارسی شده… و در پی معرفی این وبلاگ اظهار میکنه که مسابقه ی اخیر برترین وبلاگ نویس زن با اشکالات فنی متعدد مواجه ه که نتونسته به درستی نتیجه بگیره… چرا که این وبلاگ جدید که جزو بهترین وبلاگ ها ( توسط آمارگیر وبلاگستان فارسی ) شناخته شده ، در اون مسابقه حتی حضور هم ندارد…. و البته متذکر میشم که وبلاگ ها توسط کاربران لیست میشن… و سلیقه ی خواننده هست که نتیجه ی مسابقه رو مشخص میکنه…

کمانگیر در ادامه لینکی قرار داده با این عنوان که :

۲۰ خوراک اول وبلاگستان را از این آدرس در گوگل ریدر اضافه کنید.

اما من میخوام بپرسم چرا باید این کارو بکنیم؟؟

بحث من در این نیست که کدوم وبلاگ نویس زن اول میشه؟؟ بحث من در اینه که همیشه بالاتر بودن دلیل بر بهتر نوشتن نیست… سلیقه ها متفاوته…. برای بنده اخلاق خوب و مردمی بودن نویسنده از هر چیزی مهم تره… به همین خاطره که علاقه ی شدیدی به مزیدی و فتحی دارم و اونا رو دنبال میکنم اما مجیدی رو نه! من هر وقت تایم آزاد داشته باشم میرم سراغ دکتر مجیدی!!!

منظور من این نیست که دکتر مجیدی مردمی نیستن و یا بد اخلاقن… اما مردمی بودن دکتر مجیدی بیشتر به دوستانشون در سایت های اجتماعی میرسه تا به خواننده گان شون…. مثلا الان که چند پست آخر رو میدیدم متوجه شدم که برای کمانتها که تعدادشون ۱۰ تا هم نمیشه هیچ جوابی داده نمیشه…. + + یا در نسخه ی قبلی وبلاگ که نظر ها باید بررسی میشدند…

شاید بهتر بود این تیتر رو انتخاب کنم :

بعضی وبلاگ نویسها باید در کمال تجدد به خود تکانی بدهند تا خودشان نیز مانند نوشته هایشان محبوب شوند!
باید به خودشان تکانی بدهند تا به عصر کلاسیک بازگردند….

اینها دلایلی هستن که امکان نداره من روی لینک بالا کلیک کنم و ۲۰ وبلاگ برتر را دنبال کنم…. توی اون ۲۰ وبلاگ  سیاسی نویس تند رو و  آی تی نویس موفق هست… اما کسانی هستند که نصف مطالبشون خاطرات روزانه ست!!یا مینیمال نویس هستن…

فکر میکنم وبلاگهای برتر به حد کافی مخاطب دارند…

جالبه که به این عکس که صادق منتشر کرده توجهی بکنیم :

فکر میکنم بعضی وقت ها دنبال کننده ی زیادی دلیل بر خواندن مطالب هم نباشه!! بعضا تحت تاثیر جو ها یی مثل همین معرفی وبلاگ های برتر ، ما این وبلاگ ها رو دنبال میکنیم چون بهمون بر میخوره که من وبلاگنویس باشم و از قافله عقب بمونم؟؟!!

به نظر من هر وبلاگ نویس وظیفه داره  مخاطبین محدودی را جذب کنه اما با اونها قدم برداره… تک تک اونا رو بشناسه… این گونه ست که وبلاگ نویسی پیشرفت میکنه… چون میدونه مخاطبش ازش چی میخواد…
بهتر میدیدم اگر آمارگیر دست من بود یک بار هم ۱۰ وبلاگ از پایین لیست را معرفی کنم تا خروجی های اونا نیز بیکار نمونه و سوزونده بشه…

حتما هر نوشته ای ارزش حداقل یک بار خونده شدن رو داره!!

هم اکنون اگر دنبال مطلب آی تی باشید معمولا در اکثر حوزه های جستجو در صفحه ی اول یا fficial&hs=Wsm&q=%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84&start=10&sa=N">دوم نتایج ، وبلاگ دکتر مجیدی یا نوید کاشانی معرفی خواهد شد…

اما هستند وبلاگ نویسانی که  تلاش میکنند و خود را به آب و آتش میزنند و با مطالب حتی شاید بی ارزش (از نظر علمی) دوست دارند خواننده داشته باشند.

جالبه که بدونید مطلب قبلی من در مورد فرندفید تنها مطلبی بود که باعث شد ۴ تا به آمار خوراکم اضافه بشه!! شاید باید بیشتر تلاش کنم تا مطالب بهتری بنویسم… اما چقدر باید تلاش کنم تا جلوی غولهای وبلاگستان کم نیارم؟!؟ اگر فرض رو بر این قرار بدم که مطالب من در مقابل مطالب اونا اونقدر بی ارزش هست که فقط ۱۴ تا دنبال کننده دارم که البته با استناد به عکس بالا و نسبت گیری فکر کنم یکی دو نفر بیشتر وبلاگم رو نمی خونن!! و بقیه فقط Mark All as Read میکنن و میره پی کارش!!

و البته جالب تر اینکه همون مطلب به تنهایی ۱۵۰۰ بازدید حضوری در ۳ روز داشت و ۳۰ تا بازدید از طریق فید داشت که اکثرا هم با تشکر و لایک و شیر کردن و لینک دادن فراوان همراه بوده… حالا ما وبلاگستانی ها که اینقدر ادعای تجدد و فید خوانی داریم ، چطور شده که حداقل اون مطلب که اینقدر ازش خوشمون اومده بود باعث نشد که فید این وبلاگ دنبال بشه؟!

من شخصا دیگه دل ندارم که باز روی مطالبم وقت بزارم… چون مخاطبم نمیخواد!!

همیشه نویسندگان مطالب جنجالی مثل “عکسهایی که دنیا را تغییر ندادند” یا “ویکی‌پدیا و سیاست” یا “ولادیمیر پوتین ، شکارچی ببر! ” نباید پر مخاطب باشند… بعضا پایینی ها را هم بهتر است ببینیم….

پ ن ۱ : بابت این مطلب صمیمانه از دکتر مجیدی عذر میخوام و هدفم به هیچ عنوان زیر سوال بردن ایشون نبود ، بلکه چون میدونستم گوشه ای از نبض وبلاگستان ایشون هستن ، خواستم ایشون رو مثال بزنم که از خیلی مسائل بابت مثال زدن بلاگر های دیگه به دور باشم… ( فکر کردم دکتر مجیدی کمتر کتکم خواهد شد )

پ ن ۲ : متذکر میشم که از لینک کردن وبلاگ علیرضا و صادق عزیزم در کنار لغت “بی ارزش ” هدفم این نبود که برسونم که اونا بی ارزش مینویس. بلکه کاملا برعکس، هدفم این بود که تلاش و پشتکارشون در مقابل خواننده های فید وبلاگشون رو نمایش بدم که مطمئنا افراد کمتری ایشون رو نسبت به ۲۰ نفر برتر میشناسن… و از “مطلب بی ارزش” هدف فقط وبلاگ خودم بود.

پ ن ۳ : من این مطلب رو نوشتم تا یاد آوری کنم که جستجوی وبلاگ های جدید هم بعضا بهتر از اشتراک در وبلاگهای پر بازدید هست… اما متاسفانه مجبور شدم تمام مثال هام رو بر محور نقد یک پزشک بزنم… ضمنا قبل از انتشار این پست از تمامی کسانیکه ازشون حرف زدم اجازه گرفتم و جالبه که دکتر مجیدی در مورد پاسخ به کامنت ها تو ایمیلشون گفتن که پاسخ تمام کامنت ها رو مینویسن… اما برای اینکه اخلاق نوشتاری رو حفظ کنم… ترجیح میدم مطلبم همونی باشه که دکتر مشاهده کردن و تغییرش ندم… اگر نیازی بود در کمانت دونی خودشون توضیح میدن.

پ ن ۴ : فکر میکنم این مطلب بیشتر جنبه ی خالی کردن دل داشت تا زیر سوال بردن شخص خاصی… پس خواهش میکنم ، تو رو خدا به خودتون زحمت ندین بیانیه یا جوابیه پابلیش کنین… اگر مشکلی بود همین کامنتدونی کافیه

فليکر من

www.flickr.com

دوستان گوگلي من