وقتی میخوای خاطره ای رو ثبت کنی بهترین راهش گرفتن یه اسکرین شاته…

امروز تصمیم گرفتم خودم باشم… تصمیم گرفتم دیگه غرورمو نشکنم… تصمیم گرفتم حال هر چی آدم مغروره رو بگیرم….

امروز اصلا حال و روز خوشی نداشتم…. کلا چند وقته که تاثیر یک اتفاق واقعا کوچیک توی رفتارم داره غوغا میکنه! خودمم نمیدونم چرا این قدر وابستگی پیدا کرده بودم… اما هر چی که بود امروز تموم شد…

تمام تلاشم رو کردم که کسی رو خوشحال کنم… اما بد تر ازم بدش اومد… نمیخوام اونو زیر سوال ببرم یا خودمو لوس کنم… اما واقعا دیگه دارم کاری رو که منیره ی عزیزم انجام داد رو تکرار کنم….

میخوام چیزهایی رو به خاطراتم بسپارم…

خداحافط خاطره ها!

پ.ن ۱ : تشکر ویژه دارم از ویدا

پ.ن ۲ : این نوشته به خاطر هیچ کس و هیچ موردی نوشته نشده… فقط دلم گرفته بود و خواستم حالا که میخوام راه منیره رو برم بهتره یه خاطره از اینجا ثبت کنم….

مطلب را به مهندس بفرستيد مطلب را به بالاترين بفرستيد مطلب را به آئیریانا بفرستيد مطلب را به دنباله بفرستید