یادمه وقتی اول راهنمایی بودم… یه کلاس فوق برنامه برامون گذاشتن … دقیقا فصل زمستون بود… وقتی کلاس تعطیل شد و اومدیم تو حیاط که سوار سرویس ها بشیم… با تعجب دیدم که هوا تاریکه! تاریک تاریک! وقتی دیدم مینی بوس ها چراغ های داخلشون رو روشن کردن… اونقدر ذوق کرده بودم که نمیدونید…
این اولی بار بود که هوا تاریک بود و من بدون پدر و مادرم تنها بیرون بودم و داشتم تنهایی خونه بر میگشتم….
احساس میکردم بزرگ شدم!

مطلب را به مهندس بفرستيد مطلب را به بالاترين بفرستيد مطلب را به آئیریانا بفرستيد مطلب را به دنباله بفرستید