انتقاد رو دوست دارم…
۴ فروردین ۱۳۸۷
سلام…
خوبین؟؟؟ خوب این چه سوالیه؟؟؟ معلومه که خوبین!!!
عیدتونم مبارک!!! ( روز چهارم ه !!! عید مبارک شد تموم شد!!!
)
ما هم خوبیم… همه خوبن…. تمام فامیل سلام دارن خدمتتون… اصلا به من چه؟ نگرانی خودت زنگ بزن بهشون!!!
چی دارم میگم امروز؟؟ مثل اینکه خیلی سر خوش به نظر میام!!! نه؟؟
آقا عید خوب بود!!! به من که خیلی خوش گذشت!!!
عیدی ها رو هم که نگو!!! بد جور سر فامیل کلاه گذاشتیم….
رفته بودیم خونه ی خالم ، نمیدونم چی شد که خالم اشتباهی دو برابر حد معمول به من و خواهرم عیدی داد!!! چشمامون ۴ تا شده بود….
وقتی خاله اومد جلو و روی منو بوسید و بهم عیدی داد ، من گفتم چه خبره و
از این قر و فر ها و اونم چون دیگه نمیتونست کاری بکنه ، گفت نه بابا اینا
که چیزی نیست و از این حرفا و به زور من گرفتم … اما ته دلم حال
میکردم!!!
داخل پرانتز بگم که این خواهر کوچولوی ما خیلی زیرکه!!! یعنی واسه خود شیطون یه کلاهی میدوزه که وسطش سوراخ باشه!!!
این کوچولو با زیرکی تمام هر جا که رسیدیم تمام ماجرا رو برای بقیه ی بچه
ها تعریف کرد و مشخصه که اونا هم برن و به والدین منتقل کنن!!! در نتیجه
این وسط ما جیبمون پر شد!!!
این اشتباه خاله جون باعث شد تمام فامیل برای اینکه از ایشون عقب نمونن ، عیدی ها رو ۲ برابر بکنن!!! و این یعنی حال کردم!!!
چند روزه که میخوام آپ کنم… اما اونقدر ماشالله عید دیدنی ها و رفت و آمد ها زیاده که نمیتونم برسونم…
امروز صبح به زور نشستم یه حال و احوال بپرسم ازتون…
عید تا دیروز خوب بود ، تا اینکه مادر بزرگ گرامی حالشون کمی بد شد و
بردیمشون بیمارستان…. دکتر ها گفتن ایشون توی ریه شون آب جمع شده….
توی اون وضعیت بیمارستان که خلوت بود ، یهو ۲ تا از اونایی که تخت بغلی مادر بزرگم بودن ، عمرشون رو دادن به شما!!!!
این مساله در روحیه ی همه ی ما بد جور تاثیر گذاشت!!!! تا حدی که دیگه
خودمون رو کامل باخته بودیم و فکر میکردیم (زبونم لال) بعدی مال ماست!!!!
آقا تو این وضعیت این عمو ی من که خیلی شوخ طبعه اومد و کمی روحیه بهمون داد!!!
عمو رفته بالا ی سر مادر بزرگ و وقتی خبر فوت شدن هم اتاقی هاش رو شنیده ، بهش گفته :
مادر جان کار بیمارستان مرخص کردنه!!! حالا بعضی ها رو مرخص میکنن اون
دنیا و بعضی رو هم مرخص میکنن این دنیا ( خونه)!!! و از اونجا که ۲ نفر
مرخص شدن اون طرف ، حالا شما حتما مرخص میشی این طرف!!!
آقا وقتی عمو جان با آب و تاب اینا رو میگفت ، ما اونقدر خندیده بودیم که دیگه همه چیز یادمو رفت….

یک ساعت بعد هم خدا رو شکر دکتر ها گفتن مرخصش میکنیم و ببرین خونه!!!
از اونجا که خونه ی خودش کسی نیست راحت مواظبش باشه ( چون پدر بزرگم هم
خودش مریض و پیر ه و دختر و پسر و عروس هم که نمیتونه وسط عید هر روز اونجا
باشه!!!) ، خونه ی ما خوابوندیم و داره استراحت میکنه….
حالا شما فرض کنین که بعد از عید دیدنی های فشرده توی فامیل ما ، تمام افراد دور و نزدیک دوباره برای عیادت ( ایادت؟؟؟
) میان !!!
فکر میکنین امین جونتون وقت داشته باشه سرش رو بخارونه؟؟؟!!! اشتباه
میکنین!!! وقت دارم!!!
یعنی برای شما همیشه وقت دارم… الانم در حین تایپ کردن شونه تو دستمه و دارم سرمو
شونه میکنم!!!!
حالا اول صبح به زور دارم آپ میکنم که الان مهمونا میریزن خونه
و تا شب کار داریم!!!
خوب دیگه…. سرتون رو درد نمیارم….
بزارین یکم سرم خلوت تر بشه و این عید تموم بشه ، حتما با پست های جالب میام خدمتتون….

موفق باشید.
۳۲ پاسخ برای " دو کلمه هم از عید بشنوید!!! "
اول!!!
پاسخ
سلام
آرش جان عیدت مبارک
شهلا جان سال نو مبارک
امین رو هم که جز آمار حساب نمی کنیم
پاسخ
من تو رو صاف میکنم!!!
عیدت شما هم مبارک عزیزم
پاسخ
علیرضا آقا عید شمام مبارک
پاسخ
خدا رو شکر که مامان بزرگ امین حالش بهتر شده…
بچه ها یه پیشنهاد دارم…
از اونجایی که امین خیلی مهمون دوست داره من شهلا یه اتوبوس می گیرم
باهم می ریم خونشون.هم عید دیدنیه…هم عیادت از مادر بزرگه…هم تبریزو ندیدیم
می بینیم.تعطیلاتم که هست…هیچ مشکلی نیست
حالا هرکی دوست داره با ما هم سفر باشه اینجا ثبت نام کنه…
کاروان ما پنجشنبه آینده ۸/۱/۸۷حرکت می کنه به طرف شهر با صفا و مهمان نواز تبریز
راستی مدت ۵روز ساکن هستیم.روزا رو می ریم تو شهر و شبا خونه امین هستیم.
هر کس می خواد بیاد ۳۰هزار تومن به این شماره حساب واریز کنه۱۲۳۷۸۹
اگه کمتر از ۵ نفر ثبت نام کرده شد.مسافرت لغو میشه.(سود نداره واسم)
پاسخ
سلام.
.
شهلا جون منم باهاتم.حالا چی امین بخواد چی نخواد ما مییایم خونشون
تازه باید مارو همه جای تبریز ببره
پاسخ
سلام….
قدم شما رو تخم چشم ما!!!
پی نوشت :
از اونجا که بوی کباب میاد اکثر دوستان اشتباه میکنن که شام میدن!!! اما نمیدونن که دارن خر داغ میکنن!!!

کی میگه من مهمان نوازم؟؟؟ من نه تنها مهمان دوست ندارم میبینین که اذیت هم میشم….
چیه بابا مسافرت؟؟ ول کنین… بشینین خونه حال کنین… گردش هم شد تفریح؟؟
شهلا جان شما یه تور برای تهران راه بنداز که بریم این آرش رو هم اونجا ببینیم…
حالا شما اگه خواستین بیاین میتونین برای خودتون یه جای دیگه رزرو کنین!!! اگه میای بگو من هتل رزرو کنم….
فکر میکنم همه دوست داشته باشن که این پسره رو از خیابونا جمع کنن و بیارن خونه!!!
چطوره؟؟؟
التاز خانوم شما هم اگر افتخار بدین بیاین که خوشحالمون میکنین… اما خونه ی ما فقط ۱ نفر ( شهلا) رو جا داره!!!
نه نه نه…. چرا یادم نبود؟؟خونه ی آرش هم هست!!! آقا هر کی رو دوست دارین میتونین با خودتون بیارین…


میرین شبا خونه ی آرش اینا ( مامانشم خیلی خانوم خوبیه) روزا هم برین هر جا رو خواستین بگردین!!!
چطوره؟؟؟
پاسخ
بچه ها بر نامه عوض شد.امین آقا خوشش نیومده مثل اینکه…
اول می ریم تهران یه سری به آرش میزنیم…(البته قبلش هماهنگ می کنم ببینم آرش
می خواد ما رو ببینه یا اونم مثل امین حوصلمون رو نداره)اگه حوصلمونو داشت میریم زیارتش می کنیم.
بعدا می ریم تبریز هم یه صفایی می کنیم ولی خونه امین اینا نمی ریم.امین رو
اصلا خبرشم نمی کنیم که اومدیم تبریز …
می برمتون یه جاهای باصفا…
تا حالا فقط الناز ثبت نام کرده…
در ضمن امین جون مرسی که واسه من یکی جا هست خونتون.اما میدونی که من بدون رفقا
جایی نمیرم.
مسا فرت دست جمیش بیشتر به آدم می چسپه…
امین شاید نظرم عوض بشه و خبرت کنیم که تو تبریز از حضورت فیض ببریم.البته شاید…
راستی آرش اینا خونه نیستن ما رو گول میزنی؟
پاسخ
شیطون ار کجا فهمیدی؟
بابا چرا ناراحت بشم؟؟؟ شوخی کردم…. چرا ناراحت میشین؟
شما تشریف بیارین…
قدم روی چشم ما میزارین….
پاسخ
سلام.
. مارو هم الکی دعوت کرد خونه دوستشون مدیونم اونجا هم جا ندارم
.
.جایی میریم که خودشون دعوتمون کنن.نه اینکه خودمون دعوت شیم و بهمون جا ندن
آره مثل اینکه امین خوشش نیومد
بیخیال شهلا جون. خودمون یه جایی میریم که جا داشته باشیم و ازمون استقبال کنن
پاسخ
البته شهلا جون واسه شما که جا هست
واسه ما جا نیست
خودت برو. منم میرم جای دیگه
پس من نیستم
پاسخ
ناراحت نشودیم امین جون.
ولی خداییش خوب جوابتو دادما…
حا لا من نفمیدم تو مهمون دوست داری یا نه؟
پاسخ
اوا الناز جون چرا انصراف دادی؟
امین شوخی کرد بابا….ببین اول گفته قدمتون رو چشم.
الناز من تو رو با خودم می برم
دیگه نگی نمی یاما
پاسخ
نه گلم خودت برو
. چیکار کنم دست خودم نیست ناراحت شدم
. ما رو قابل ندونستن
.
من زود ناراحت میشم
پاسخ
اینا رو چقد باهالین شما
یکی میخواد بره….یکی جا نمی ده…. یکی بزور خودشو دعوت می کنه …. یکی هم…..



حالا اگه مسافرت جدی بود ما هم هستیم!! الان از مامانی اجازه گرفتم گفت باشه…..

خوش باشین………………………………………………… همیشه
پاسخ
سلام…
من با کسی تعارف ندارم…
مطمئنم همتون فهمیدین منظورم چیه!!! خودتون رو به اون راه نزنید… خوب میدونید چی میگم…
اما حالا اگر واقعا دوست دارید من اصلا تعارف نمیکنم و هر کسی بیاد قدمش روی تخم چشم های بنده…
چه خانومها و چه آقایون…
راستی… قابل توجه!! : آرش هم خوشحال میشه!!!
پاسخ
هوراااا سمیرا هم مییاد
پاسخ
سلاممممممممممممممممممممم


فقط تشریف بیارین البته فعلا تبریز نیستم تا آخر عید هم نیستم احتمالا بعد اون من در خدمتتون هستم شرمنده به خدا ولی باور کنین اگه واقعا تشریف بیارین تبریز حتما خودم رو به تبریز میرسونم




دلم برا همتون یه ذره شده
شهلا جون این چه حرفیه میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما تشریف بیارین گردوندن و جا و خوردنتون هم با من
ضمنا داش علیرضا خیلی ممنون عید و سال نو شما هم مبارک شرمنده
امین حالتو میگیرم من مگه تهران ندیدم که تو خیابونها پلاس باشم میرسیم به هم
پاسخ
به به آرش آقا چه بچه ی با معرفتی…دل ما هم برات تنگ شده

آقا نظر لطفته …واقعا من یکی که حض کردم با این اخلاق مهمون نواز آرش جون
اینقد استقبال کرده که نرفته احساس می کنم رفتیم تبریز و آرش واسمون کم نزاشته
حالا که اینطور شد صبر می کنیم آرش بر گرده تبریز
آرش و امین و یه جا زیارت کنیم بهتره
پاسخ
بابا ما غلط کردیم!!! میخواستی اینو بشنوی؟؟
قدم همتون رو چشم ما…. شما تشریف بیارین…
من اون بالا شوخی کردم باهاتون…
جریان شوخی رو شهلا میدونه!!!
خوب دیگه… امروز حال و حوسله ندارم….
قربونتون برم….
احتمالا تا عصر براتون یه چیز جالب خواهم گزاشت…. ( البته اگه همه چیز درست جلو بره!!!)
پاسخ
بچه ها آره من به امین گفته بودم ادای آدمایی رو در بیاره که مهمون دوست نداره

تا باهال بشه جو اینجا
امین و آرش دوتاشون مهمون نوازو گلن
پاسخ
امین؟
حوسله غلطه
بنویس حوصله(با ص صابون)
امین گفته:احتمالا تا عصر براتون یه چیز جالب خواهم گزاشت….
این جملت کج فهمی داره :تا عصر چی میزاری واسمون؟؟؟مرغ ها تخم می زارن
امین چی میزاره؟؟؟
گزاشت رو هم می نویسن :گذاشت
پاسخ
بابا شهلا چقدر باید به من املا یاد بدی….
به نظر من باید خودمون املای خودمون رو مشخص کنیم!!!
من دیگه دبستانی نیستم که نتونم خودمو جمع کنم!!! میدونم اما حال و حوصله ندارم که روی کیبورد یه ص یا ذ پیدا کنم….
ترجیح میدم همون س و ز که همیشه دم دست هست رو استفاده کنم….
راستی منتظر جواب کامل تری بودم!!
پاسخ
منتظره چی بودی؟
الکی توقع نداشته باش!
من فقط گفتم یه پیشنهاد دادم (بیایم خونتون)تو هم بیا شلوغش کن
می خواستی یه جور دیگه شلوغش کنی(ادای آدمای که مهمون دوست ندارنو در نیاری)
می خواستی خیلی خودتو مشتاق نشون بدی
املاتم ضعیفه دیگه (من نمی دونم چه جوری رات دادن دانشگاه)
پاسخ
بنده شهلا اعتراف می کنم قبلا بالا خالی بستم:این جمله که:
بچه ها آره من به امین گفته بودم ادای آدمایی رو در بیاره که مهمون دوست نداره(این
خالی بندی بود تقریبا چون من فقط گفته بودم بیا شلوغش کن امین خود به خود ادای آدمایی
رو در آورده که مهمون دوست نداره
به النازم گفتم بیا شلوغش کن(برید ازش بپرسین اگه باور ندارین)
بازم اعتراف می کنم چاخان کردم که گفتم:امین و آرش هردوشون مهمون نوازو گلن
در واقع من چه بدانم آنها مهمان نواز هستند یا نه؟(فکرمیکنم که هستند)
و در آخر امین جون مثل آقای جندقی به چیزهای الکی اعتقاد نداشته باش که گفتی:
به نظر من باید خودمون املای خودمون رو مشخص کنیم!
شعار این هفته:
املای فارسی این زبان شیرین را با بی حوصلگی خراب نکنیم
پاسخ
چه خبر اینجا
شهلا راست میگه بهم گفت برو شلوغش کن ولی نگفت چی بگم. هرچی گفتم .گفتهای خودم بود نه شهلا جون
.
(آپ کنین). چی شد پس؟؟؟؟ منتظریمااااااااااااااااااااااااا
………..
شهلا شما هم بیخیال املا غلط نوشتن امین بزار بنویسه ما هم یکم میخندیم
………..
امین خان شما هم قرار شد تا عصر یه چیزی بزارین
پاسخ
salam khobin?
shahla manam hazeram beyam man ye pishnahad khob daram age berim khoneye arash behtare .kelido ye joor gir miyarim o mirim khonashoon. khone khali beshe vase ma rahat tare taze arash ham kheyalesh rahat mishe babat khone (choon ba raftane ma, khoanshoon az raftan dozd dar aman mimanad)
chiye arash ghabool mikoni?
پاسخ
پاسخ
سلام…
بچه ها ببخشید… امروز کاری پیش اومد که قبلا گفته بودم امکان داره پیش بیاد و من نتونم!!!
خلاص میخواستم چند تا عکس خصوصی از آرش و خودم بزارم که ببینید تو دانشگاه چه کاریی که نمیکنیم!!!
خوب امروز نشد… اما فردا حتما میزارم….
راستی در مورد مهمان نوازی بد جور به خال زدی!!!! ما خیلی مهمون دوست داریم….
اصلا این خصلت مخصوص ما ترک هاست!!!
اما بین ترکا من و آرش فکر کنم بیشتر هم مهمون نواز تر باشیم!!!
به خصوص مهمونایی مثل شما!!!
حالا شما هر جور دوست دارین…. من کاری ندارم که واقعا میاین یا نه؟؟؟ اما اگر گزرتون به تبریز خورد فقط کافیه به من اطلاع بدین و بقیش رو کاریتون نباشه!!!
پاسخ
به به
ب به
خیییلی ممنون
پاسخ
به به جیب پر و حالی به حولی و اینا ! عیدت مبارک . الهی اگه نصف اون عیدی هات رو به من ندی جیز جیگر بگیری !!

حال مامان بزرگت هم ایشالله روز به روز بهتر تر بشه و خوب ِ خوب بشه .
پاسخ
آپ کنین دیگه
چه قدر منتظر بمونیم
پاسخ
نوشتن پاسخ