منت خدای را عزو جل ، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت….

سلام…

حالتون خوبه؟؟؟ خدا روشکر… ما هم خوبیم… خانواده هم خوبن…. اونا رو ولش… شما خودت چطوری؟؟

عرض کنم خدمتتون که امروز میخوام اولین پستم در این وبلاگ رو بنویسم و سعی خواهم کرد علیرغم احساسم ، این یه دونه رو کمی جدی بنویسم که انشالله از این به بعد بهتر تر هاشو ازم شاهد باشین!!

راستشو بخواین علاقه ندارم که چرت و پرت زیاد بنویسم… به همین خاطر بخش چرت و پرت رو مخصوص آرش درست کردم!

من تو وبلاگ قبلیم معمولا خاطرات روزانه م رومینوشتم ( البته ماهی یه بار ) نمیدونم جریان چی بود که این عاشقا و بچه های خودی ، یکم نوشته هام رودوست داشتن…

خلاصه که اونجا رو بیخی شدیم تا بیشتر از این سر مردم رو درد نیاریم…

بدون هیچ مقدمه اومدیم اینجا بساطمون رو پهن کردیم که اگه خدا بخواد چند تا رفیق دور خورمون جمع کنیم و روزگار رو بر وفق مراد بگذرونیم!!!

طول کنم خدمتتون ( پاراگراف قبلی عرض کردم … گفتم اینجاهم طول کنم که انشالله در پاراگراف های بعدی نوبت محیط و مساحت هم برسه!!! )
خلاصه من نمیتونم معمولا جدی باشم… به همین خاطر مثلا این پست اول رو به احترام بچه ها و شما حدودا ۱% جدی شدم تا در پست های بعدی با هزار تا مطلب و خاطره بیام سراغتون…

من دوست دارم بیشتر خاطره بنویسم… البته معمولا با بخش های احساسی و عاشقانه ی مغزتون هم بعضی وقتا ور میرم!!! حالا چه با معرفی آهنگ های خوب خوب… چه با چند تا مطلب طنز… اما روی هم رفته معمولا مطالبی رو که خودم دلم میخواد مینویسم…

خیلی سرتون رو درد نیارم… انشالله با بچه ها سعی خواهیم کرد که هر روز بنویسیم و هر روز با شما باشیم….
البته اگه از وبلاگ خوشتون نیومد ، از اون دکمه ی بالا کمک بگیرین!!!

لطفتون زیاد… بد بختی هاتون کم.

آخیش… جدی بودن هم خیلی سخته هااااااااا

من یه دوست دارم که عاشق خودشه…
اسم ش علیرضا ست…
پسر خوبیه … نمیدونم چرا دوست داره کارای گنده تر از سنش انجام بده!!!؟؟؟
آقا نمیدونید… یه روز سرور راه میندازه و هاست و دومین پخش میکنه!!! یه روز سایت راه میندازه… یه روز برای تشویق وبلاگ نویسا هاست و دومین مجانی بهشون میده!! فردا روز میگه کاسه کوزمو جمع کردم و کار نمیکنم… یه روز کارمند هواپیمایی میشه… یه روز میگه دانشجو ام!!!

مثلا یهو دیدی نصف شب خواب نداره!!! پا میشه میاد وبلاگش رو آپ میکنه!!!! خلاصه که اونقدر عجیب و غریب هست که کمی از انسانهای یک چشم نداره!!!

آقا خلاصه که این آقا کوچولو با اینکه فقط ۱۸ سال داره اما هر کاری ازش بر میاد!!!

اندر احوالات ایشون باید بگم ورودی جدید ( ) به شمار میاد و در دانشگاه ملی مشهد تحصیل میکنه!!! وای بمیرم برای این ورودی ۸۶ ها که خودشون رو به هر آب و آتیشی زدن تا این ترم ۱ تموم بشه و به همه با افتخار بگن ما هم ترم دومی هستیم!!

اینکه امروز مطلبم رو به علیرضا اختصاص دادم به خاطر خصوصیت خاصی بود که بارز تر از تمام خصوصیات بزرگمنشانشه!!!! ( ) میگین چی؟؟؟

خصوصیات عکس انداختن از خود در هر شرایط روحی و روانی و اقتصادی!!! ()

این خوشتیپ پسر علاقه شدیدی داره که هر روز حداقل ۱۰ بار عکس آواتارش رو عوض کنه!!!

یه روز یه بچه بغل میکنه و تا زور داره بیچاره رو میچلونه و در این حال که بچه ی بیچاره در حال تلاش برای رهایی ه این علیرضا فیلم مستند میگیره!!!

یه روز تو حیاط دانشگاه با لباس بلوچی عکس میگیره و میزاره تو وبلاگش!!

فردا روز پشت میز نمیدونم کدوم مدیری لم میده و زیر عکس مینویسه محل کار!!! ( حالا اونم چه محل کاری!! فکر کنم اتاق رئیس جمهوره!!!)

یه روز وسط پذیرایی یه هتل عکس میندازه و زیرش مینویسه حال خونمون!!

یه روز با کت و شلوار !!

فردا روز باز زیر پیراهن عکس میزاره!!!

یه روز حیاط دانشگاه رو سوژ میکنه!!

یه روز وقتی تو دانشگاه داره ورجه وورجه میکنه عکاسی میکنه!!!

خلاصه هر ادایی که میتونه ، در میاره و زودی یه عکس میندازه!!

آقا یعنی این پسر روی هر چی آفتاب پرسته سفید کرده!!! از بس که هر روز رنگ عوض میکنه!!!

ولی همشون یه طرف ، این آخری یه طرف!!! آقا توی مسجد رفته بالای منبر داره موعضه میکنه!!!

یعنی توی زندگی مون فقط آخوند ۱۸ ساله ی سه تیغ کرده ندیده بودیم که اونم به حمد الله حاصل شد!!!

زود تر برید توی وبلاگش ببینید چه خبره!!!

آقا امروز سرتون رو بد جور درد آوردم انشالله خودتون ببخشید.

به خدا می سپارمتون.

مطلب را به مهندس بفرستيد مطلب را به بالاترين بفرستيد مطلب را به آئیریانا بفرستيد مطلب را به دنباله بفرستید